محمدجواد ظریف، وزیر خارجه سابق کشورمان، در یادداشتی که روز دوشنبه، پنجم مردادماه، در رسانه الجزیره منتشر شد، از سفر قریبالوقوع بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به واشنگتن و دیدار او با دونالد ترامپ پرده برداشت. ظریف در این یادداشت، هدف اصلی نتانیاهو از این سفر را منصرف کردن رئیسجمهور وقت آمریکا از پایان دادن به آنچه «جنگ با ایران» خوانده، عنوان کرده است.
این دیپلمات کهنهکار که در دوران تصدیاش بر وزارت خارجه، توافق هستهای برجام میان ایران و قدرتهای جهانی به ثمر نشست، در ادامه یادداشت خود به شواهد و مدارکی اشاره کرده که نشاندهنده تلاشهای مداوم اسرائیل برای برهم زدن آرامش منطقه و جلوگیری از کاهش تنشها بین ایران و آمریکا است. او در این باره نوشته است: «اسناد محرمانه بیرون آمده، اظهارات مقامهای ارشد پیشین آمریکا، گزارشهای تحقیقی رسانهها و نظرات و مقالات دانشگاهیان» همگی گواه این موضوع هستند که «دولتهای متوالی اسرائیل، که اغلب از حمایت بخشهایی از نهادهای امنیتی این کشور برخوردار بودهاند، بارها تلاش کردهاند مانع پایان یافتن درگیریهای منطقهای یا تلاشها برای مدیریت تنش میان آمریکا و ایران شوند.»
ریشههای تاریخی درگیریها از نگاه ظریف
وزیر خارجه سابق ایران در یادداشت خود در الجزیره، پس از بررسی سوابق تاریخی و دلایلی که به عقیده او طی پنجاه سال گذشته مانع از توقف خصومتها میان ایران و آمریکا شده است، به نتیجهگیری مهمی میرسد. او معتقد است که ریشههای این اختلافات عمیقتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
ظریف در جمعبندی خود از تلاشهای چهار دههای برای جلوگیری از تبدیل اختلافات به جنگی تمامعیار، اینگونه مینویسد: «پس از بیش از چهار دهه مشارکت مستقیم در تلاشها برای جلوگیری از آنکه این اختلافهای بنیادین به خصومت آشکار و جنگی تمامعیار تبدیل شوند، به نتیجهای گریزناپذیر رسیدهام: تلاشها برای مدیریت تنش میان واشنگتن و تهران، بارها در چارچوب یک رقابت راهبردی گستردهتر شکل گرفته است. این چارچوب نه تنها از ناکامیهای مکرر ایالات متحده در عمل به تعهدات خود تاثیر پذیرفته، بلکه از اقدامات بازیگران منطقهای نیز تاثیر گرفته است؛ بازیگرانی که برداشتها و درکهایی کاملا متفاوت از آنچه "ثبات در خاورمیانه" نامیده میشود، دارند.»
این اظهارات ظریف نشان میدهد که او، با تکیه بر تجربیات طولانی خود در عرصه دیپلماسی، معتقد است که حلوفصل تنشها میان ایران و آمریکا نیازمند درک عمیقتر از پویاییهای منطقهای و نقش بازیگران مختلف است، و صرفاً به اراده دو طرف محدود نمیشود. این تحلیل میتواند به خواننده فارسیزبان کمک کند تا پیچیدگیهای روابط بینالملل در منطقه خاورمیانه و نقش بازیگران مختلف را بهتر درک کند.